حسابرسي عملياتي مصداق بارزي از خدمات مشاوره مديريت است كه ميتواند برخي از ويژگيهاي حسابرسي صورتهاي مالي را نيز داشته باشد. اين حسابرسي در برگيرنده بررسي سيستماتيك فعاليتهاي يك سازمان يا بخش مشخصي از آن در دستيابي به هدفهاي مشخص ميباشد. هدفهاي كلي حسابرسي عملياتي ميتواند موارد زير باشد:
1- ارزيابي عملكرد
2- شناسايي فرصتهاي بهبود عمليات
3- ارائه پيشنهادهايي براي بهبود عمليات يا لزوم انجام بررسيها و اقدامات بيشتر
هر حسابرسي عملياتي شامل ارزيابي عملكرد يك واحد ميباشد. ارزيابي عملكرد عبارتست از مقايسه شيوه انجام فعاليتهاي سازمان 1) هدفهاي تدوين شده توسط مديريت يا طرف قرارداد، مانند سياستهاي سازماني، استانداردها و هدفهاي كمي و 2)ساير معيارهاي اندازهگيري مناسب به منظور اطمينان يافتن از اثربخشي، كارايي و صرفه اقتصادي عمليات، سيستمهاي برنامهريزي و كنترل مديريت از نظر طراحي و اجرا ارزيابي ميشود. اين امر از جمله موارد زير را در برميگيرد:
1. اطمينان يافتن از وجود و بكارگيري معيارهاي مناسب براي ارزيابي عمليات، اين معيارها معمولاً بوسيله مديريت يا ساير مراجع ذيصلاح تعيين ميشود،
2. اطمينان يافتن از تأكيد بر رضايت مشتريان و استفاده كنندگان (درون سازماني و برون سازماني) خدمات و محصولات،
3. اطمينان يافتن از جامع و منسجم بودن سيستمهاي اطلاعاتي و عملياتي سازمان (شامل برنامهها، روشها و راهكارها) و درك آنها از سوي كليد سطوح عملياتي،
منظور از بهبود عمليات، به طور كلي عبارت از افزايش رعايت صرفههاي اقتصادي، كارايي يا اثربخشي و يا تركيبي از اين عوامل است. حسابرسي عملياتي فرصتهاي مشخص براي بهبود را از طريق تجزيه و تحليل مصاحبهها با افراد (اعم از دورن و برون سازماني)، مشاهده عملياتي، بررسي گزارشهاي جاري و گذشته است، بررسي معاملات، مقايسه با استانداردهاي صنعت، بكارگيري قضاوت حرفهاي براساس تجربه يا ساير ابزارهاي مناسب شناسايي ميكند و شناسايي فرصتهايي براي بهبود عمليات از نظر اثربخشي، كارايي و صرفه اقتصادي، شامل موارد زير ميباشد:
1. تشخيص تواناييها و فرصتهاي بالقوه (از جمله در حوزهي نيروي انساني، فناوي، ظرفيتهاي بلااستفاده، شيوههاي تأمين مالي و بازاريابي و…)،
2. شناسايي مخاطرات محتمل با اهميت.
[1] - نظامالدين رحيميان، حسابرسي عملياتی ابزاري براي پاسخگويي و كمك به مديريت، نشريه حسابرس شماره 20.